Friday, December 15, 2006

قسمت سوم_ UML

UML چيست؟
Unified Modelling Language يك زبان مدل‌سازی است كه درسال 1995 به وسيله شركت Rational معرفی شد. UML يك زبان شی‌گراست يعنی اجزا اين زبان متناسب با مفاهيم به كاررفته و پارادايم شی‌گرائی طراحی شده‌اند.
پس از ارائه مفاهيم شی‌گرائی در ابتدای دهه 80 ميلادی به تدريج روش‌های شی‌گرائی توليد نرم‌افزار به وسيله افراد و سازمان‌های مختلف ارائه گرديد. اين روش‌ها در برگيرنده يك مجموعه علائم برای بيان مفاهيم و ايده‌ها از يك سو و يك طرح كاری برای توليد نرم‌افزار از سوی ديگر بود كه از مهم‌ترين اين روش‌ها می‌توان به OMT,BOOCH,OOSE…. اشاره كرد.
اگرچه داشتن يك روش استاندارد امری مطلوب است ولی تفاوت روش‌ها امريست طبيعی و با توجه به تفاوت فراوان در نوع مسائل می‌توان گفت كه حتی وجود روش‌های مختلف الزامی است چرا كه مثلا در يك پروژه بسيار بزرگ نمی‌توان همان روشی را به كار برد كه در يك پروژه كوچك. ولی زبان و مجموعه علائم از چنين قاعده‌ای پيروی نمی‌كند و داشتن يك زبان استاندارد امری بسيار مطلوب و از بعضی ديدگاه‌ها حتی الزامی می‌باشد. يكی از الزامات مهم در داشتن يك زبان استاندارد همگانی ناشی از نقشی است كه زبان در ارتباطات به عهده دارد. البته چندگونه‌بودن زبان خود مولد مشكلات متعددی است.
با هدف ارائه يك زبان استاندارد فراگير شركت Rational با گردآوری سه نفر از ارائه‌كنندگان معتبرترين روش‌های شی‌گرا يعنی Irar jacobson مبدع روش OOSE ,BOOCH مبدع روشی با همين نام، Rambaugh مبدع روش OMT و با اخذ نقاط قدرت سه روش فوق‌الذكر، يك زبان استاندارد به نامUML ارائه كرد. اين زبان پس از ارائه از سوی (Object Mamgement Group) كه يكی از معتبرترين سازمان جهانی در زمينه شی‌گرائی می‌باشد بعنوان يك استاندارد پذيرفته شد. پس از ارائه اين زبان و پذيرفته شدن آن به عنوان يك استاندارد جهانی در زمينه نرم‌افزار، علاوه پروسه اين زبان و ارائه متولوژی‌های مبتنی بر آن مانند usop و rup از سوی افراد و سازمان‌های مختلف، متخصصين در پی يافتن كاربرد اين زبان در زمينه‌های ديگر فنی و مخصوصی بر آمدند. برآيند اين تلاش‌ها در حال حاضر uml را به عنوان قدرتمندترين زبان مدل‌سازی در دنيای نرم‌افزار مطرح ساخته است.

Saturday, December 02, 2006

قسمت 2_ UML زبان استاندارد جهانی برای مدل‌سازی

مدل‌سازی چيست؟ (Modelling)

مدل‌سازی يكی از تكنيك‌های ذهنی بشر می‌باشد كه نه تنها برای اهداف علمی، بلكه برای انجام امور روزمره بشر به دفعات مورد استفاده قرار می‌گيرد. مدل‌سازی به طور كلی يعنی شبيه‌سازی يك محيط با اندازه‌های متفاوت و از محيط واقعی و احتمالا مواد و مصالحی متمايز از جنس مواد و مصالح محيط مدل شده. در مدل‌سازی ابتدا اجزای محيط واقعی انتخاب شده و متناسب با هدف مورد نظر از مدل‌سازی خصوصياتی از هريك از اجزای واقعی انتزاع می‌شود، يعنی به ازای هزيك از اجزای محيط واقعی يك موجوديت تجريدی ساخته می‌شود و با برقراری ارتباطی مشابه با ارتباط اجزای واقعی، در ميان موجوديت‌های تجريدی، محيط واقعی مدل می‌شود. برای روشن شدن مثالی می‌زنيم:
فرض كنيم قصد داشته باشيم در فاز طراحی يك اتومبيل ميزان موفقيت هوا در مقابل اتومبيل در حال حركت را بسنجيم يكی از راه‌ها برای انجام اين آزمايش، ساخت يك اتومبيل واقعی، راندن و سپس اندازه‌گيری مقاومت هوا می‌باشد كه انجام اينكار اگرچه ما را به هدف می‌رساند، ولی دارای هزينه بالاييست چرا كه بايستی ابتدا ماشين ساخته شود، سپس مورد آزمايش قرار گيرد.در اين صورت اگر در آزمايش به نتيجه مورد نظر نرسيم، بايستی دوباره طراحی را تغيير داد، و پس از ساخت يك نمونه واقعی ديگر آزمايش را تكرار كنيم و اين روند آنقدر ادامه پيدا كند تا طراحی مناسب برای اتومبيلی با خصوصيات مورد نظر شكل گيرد. می‌بينيم كه چنين روشی بسيار پرهزينه است و اين هزينه هم شامل هزينه‌های اقتصادی است و هم هزينه‌های زمانی، چون علاوه بر اين كه در هر مرحله آزمايش بايستی اتومبيل با صرف هزينه بالا ساخته شود، زمان ساخت آن نيز طول خواهد كشيد.
ولی متخصصان برای انجام چنين آزمايشی به مدل روی می‌آورند. يعنی يك جسم فيزيكی كوچك با خصوصيات آئروديناميكی لحاظ شده در طراحی اتومبيل، ساخته می‌شود و با قرار دادن آن در يك تونل باد، حركت اتومبيل در فضای واقعی را شبيه سازی می‌كنند و بدين طريق ميزان مقاومت هوا را می‌سنجند.
نكات مورد توجه در اين مدل‌سازی، يكی اندازه مدل و ديگری خصوصيات آن می‌باشد. مدل بسيار ساده و كوچك می‌باشد و از طرفی تنها خصوصيت آئروديناميكی اتومبيل در مدل لحاظ می‌شود. چرا كه هدف ما از مدل‌سازی تنها بررسی خصوصيات آئروديناميكی اتومبيل است و مدل الزاماً نبايستی از جنبه‌های ديگر، شباهتی به اتومبيل واقعی داشته باشد. مثلا در ساخت چنين مدلی به هيچ‌وجه به استحكام اجزا و يا زيبايی مدل توجه نمی‌شود چون بررسی چنين خصوصياتی خارج از هدف اين مدلسازی خاص است.
مثال بالاتنها يك جنبه از مدل‌سازی را بيان می‌كند و آن جنبه شناختExploration می‌باشد. يعنی در مدلسازی‌های مشابه مدل‌سازی فوق‌الذكر، هدف از مدل‌سازی تنها شناخت محيط مورد مدل می‌باشد. يك جنبه ديگر از مدل‌سازی تبيين (specitication) می‌باشد. يعنی گاه برای معرفی و ارائه خصوصيات يك موجوديت واقعی يك مدل از آن ارائه می‌شود. نقشه جغرافيايی مثال خوبی است كه اين جنبه از مدل‌سازی را مورد نظر دارد.
پس می‌توان گفت كه هدف از مدل‌سازی دو چيز می‌باشد:
الف)شناخت(exploration)
ب)تبيين(specification)
كه بر اساس تعريف مسئله، مدل‌سازی يكی يا هردو هدف را در نظر می‌گيرد. نكته ديگری كه بايستی در مدل‌سازی توجه كرد، روش (methodo logy) ساخت يك مدل می‌باشد. در بعضی موارد مدل چيز بسيار ساده‌ای است و به راحتی ساخته می‌شود. ولی در بعضی از موارد مدل خود بسيار پيچيده می‌باشد هر چند از نظر منطقی غيرممكن می‌نمايد ولی می‌توان ادعا كرد كه در بعضی موارد مدل پيچيده‌تر از موجوديت واقعی است. زمينه‌ای كه اين ادعا را در آن مصداق فراوان دارد، نرم‌افزار می‌باشد. بنابراين در شاخه‌ای از مهندسی كه مدل‌سازی حائز اهميت فراوان می‌باشد قطعا روش‌های استانداردی برای ساختن مدل وجود دارد. در نرم‌افزار، روش‌های توليد نرم‌افزار مانند SSAPM ,RUP,USDP, در واقع روش‌های مدل‌سازی می‌باشند. هر روش مدل‌سازی طبيعتا نيازمند مصالحی برای ساخت مدل می‌باشد كه در روش‌های مدل‌سازی نرم‌افزاری مصالح لازم برای توليد مدل، زبان‌های مدل‌سازی می‌باشند
.

Tuesday, November 21, 2006

خبر سینمایی

گفتگوی مفصل با رسول ملاقلی پور و گلشیفته فراهانی به بهانه اكران « میم مثل مادر »

رسول ملاقلی‌پور گفت: از نسل ما گذشته است كه نگاهی دیگر و متفاوت به جنگ ارائه کنیم که از جنس نگاه
نسل امروز باشد. نسل ما قدرت ریسك و توانای ریسك را از دست داده‌ است، ولی اگر یك فرد جوان یك سینماگر جوان با استعداد پیدا شود، می‌تواند با خلاقیت‌های كه دارد از ادبیات جنگ به بهترین شكل استفاده كند. این كارگردان سینما كه به همراه گلشیفته‌ فراهانی بازیگر فیلم در نشست « میم مثل مادر » در خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) شركت كرده بود، در ادامه تاكید كرد: من همان آدم گذشته هستم اما محتاط‌ تر شده‌ام. یك واقعیت این است كه ملاقلی پور در سینما سركوب شد، نه از جانب ممیزی ارشاد بلكه متاسفانه از جانب منتقدین بی‌سواد این اتفاق افتاد. وقتی منتقدین بی‌سواد مواردی را به فیلم نسبت دادند طبیعتا مسوولین فرهنگی نسبت به كارهای من حساسیت پیدا کردند. كارگردان « هیوا » در ادامه گفت: هر چه ساختم و نوشتم آنها فكر كردند منظورم مساله دیگری است. مثلا در دورانی كه فیلمهای « سفر به چزابه » ، « نسل سوخته » و ... را ساختم بسیاری از این فیلم‌های من را برخی منتقدین بی‌سواد به مسخره گرفتند. ولی الان نقد همان آدمها را در رابطه با « میم مثل مادر » می‌خوانم و می‌بینم از آن فیلمهای قبلی‌ام همچون « نسل سوخته » و « هیوا » به عنون آثاری زیبا و شاعرانه یاد می‌کنند در حالیكه این فیلم‌ها را در زمان اکران قبول نداشتند. ملاقلی‌پور معتقد است: منتقدین خط دادند و اشتباه خط دادند و حساسیتها زیاد شد.همین موضوع باعث شد من سه سال نتوانم كار بكنم و زحمت برخی از این خط‌های اشتباه و نسبت‌های ناروا به فیلم را بعضی از همكارانمان در نهادهای صنفی سینما هم کشیدند. وی در عین حال تاكید كرد: من نمی‌خواهم منتقدین را رد بكنم، بسیاری از نقدهایی را كه می‌خوانم برای من راهگشا است. من قلم آنهایی را می‌بوسم كه نقطه قوت و ضعف كارم را بگویند، ولی نقد كسی كه فیلم من را ندیده است نمی‌توانم بپذیرم. این كارگردان همچنین خاطرنشان کرد: اگر قرار بود بنده از برخی نقدها تاثیر بگیرم مسلما بعد از « مزرعه پدری » نباید فیلم می‌ساختم. ولی معتقدم این نقدها تاثیر بدی بر روی نسل جوانی كه در رشته سینما درس می‌خوانند خواهد گذاشت. با بعضی نقدها نگاه غلطی به‌ آنها در سینما داده می‌شود. ملاقلی‌پور كه دربخشی از این جلسه درباره ضرورت ساخت فیلم جنگی و بهره‌گیری از داستانهای ادبی در شرایط فعلی سخن می‌گفت در ادامه تصریح كرد: اتفاقاتی كه در ادبیات ما افتاده قابل مقایسه با آنچه در سینما افتاده است نیست. سوال من این است، كه آیا در سینما این امكان وجود دارد كه یكی از كتابها را برداریم و بخواهیم درباره آن فیلم بسازیم. این امکان وجود ندارد؛ چرا که سینما نسبت به ادبیات، بیشتر در معرض دید و داوری است. درحال حاضر منابع خوبی برای نوشتن فیلمنامه هست و همیشه به جوانانی كه به من رجوع می کنند این کتاب‌ها را به عنوان بهترین منابع معرفی می‌کنم. زن « نجات یافتگان » سالها بعد از جنگ رسول ملاقلی‌پور در ادامه نشست خبری درباره‌ی شخصیت زن و مادر در فیلم اخیرش گفت: قبل از « میم ‌مثل مادر » نیز برخی شخصیتها و داستانهای فیلم‌هایم‌ درباره‌ی زنان بوده همچون "نجات یافتگان" و "هیوا" كه هر دو این فیلمها نیز با موضوع جنگ ساخته شده‌ بودند، اما اینكه به شدت درگیر موضوع بشوم و شخصیت اصلی فیلم یك زن باشد، درمجموعه كارهایم نبوده است. وی درباره‌ی این دیدگاه كه مطرح می‌شود، « میم مثل مادر » قسمت دوم « نجات یافتگان » است، می‌گوید: می‌توانیم به آن دید نگاه بكنیم كه زن "نجات یافتگان" كه در جنگ بود، حال پس از گذشت سالها تشكیل زندگی داده و می‌تواند دچار چنین مشكلات و عوارضی كه سپیده به آنها دچار شده باشد. گلشیفته فراهانی: از نقش سپیده ترسیده بودم گلشیفته فراهانی نیز كه درباره‌ی نقش مادر و ایفای نقش در سه دوره‌ی متفاوت سنی در فیلم « میم ‌مثل مادر » سخن می‌ گفت، معتقد است: قطعا نقش سپیده در « میم مثل مادر » از آن جا که سه نقش متفاوت را در خود داشت و موقعیت خوبی برای بازی بود اگر به هر بازیگر دیگری پیشنهاد می‌شد، می‌پذیرفت. وی افزود: تقریبا یك‌سال قبل از شروع فیلمبرداری و در دوره‌ای كه هنوز آقای ملاقلی‌پور داشتند فیلم‌نامه را می‌نوشتند ما صحبت كردیم و تا شروع فیلمبرداری یك‌سال وقفه افتاد. فراهانی همچنین متذكر شد: خودم هم برای ایفای این نقش به خودم اطمینان نداشتم و تا لحظه‌ی آخر فیلمبرداری می‌خواستم فرار بكنم، چون ترسیده بودم. به هر حال تصمیم گرفتم به دلیل نوع نقش كه به نوعی "جنگ" با خودم و كارم بود، آن را قبول كنم. ملاقلی‌پور: گلشیفته فراهانی انتخاب اول و آخرم بود رسول ملاقلی پور نیز درباره‌ی انتخاب گلشیفته فراهانی گفت: انتخاب اول و آخرم برای نقش سپیده خانم فراهانی بود درحالی كه یك عده نظرشان این بود كه خانم فرهانی به دلیل سن كم‌ شان برای این نقش مناسب نیست، اما از ابتدا به یك موضوع معتقد بودم و آن هم توانایی یك بازیگر بود. اگر یك بازیگری توانا باشد می‌تواند از عهده نقش برآید. درعین حال طبیعتا توانایی ایشان را در فیلمهای دیگر دیده بودم به خصوص فیلم "اشك سرما" مطمئن بودم ایشان از عهده نقش به‌راحتی برخواهند آمد و در روزهای اول بازی ایشان، مطمئن شدم انتخاب اول من انتخاب درستی بوده است. ملاقلی‌پور: مخاطب به شدت از صحنه‌های فیلم متاثر می‌شود ملاقلی‌پور درباره‌ی برخورد و بازخورد مخاطبین در روزهای آغاز اكران فیلم معتقد است: هر كاری اگر با علاقه و نیت پاك انجام شود، قطعا مخاطب خواهد داشت، حال این كار می‌تواند سینما یا هر اثر هنری دیگری باشد. وقتی "میم مثل مادر" را با تماشاگران در سینما دیدم، به این نتیجه رسیدم كه احساس اولیه‌ای كه درباره‌ی این موضوع و این كار به خصوص در مرحله ساخت داشتم اشتباه نبوده است. مخاطب از اول تا آخر فیلم در سكوت می‌نشیند و با فیلم ارتباط برقرار می‌كند و به شدت از بیشتر صحنه‌های فیلم متاثر می‌شود، بنابراین همین برای من ارزشمند است، چون مخاطب تاثیری كه مد نظرم بوده از فیلم "میم‌ مثل مادر" گرفته است. ملاقلی‌پور: نمی‌خواستم با احساس مخاطب بازی كنم ملاقلی‌پور در ادامه‌ی این نشست درباره‌ی تاثیری احساسی كه فیلم برمخاطب می‌گذارد، تاكید كرد: قصد نداشته‌ام با احساس مخاطب بازی كنم. ولی به هرجهت موضوعی كه در "میم مثل مادر" مطرح شد، قطعا مشخص بود بر مخاطب از لحاظ احساسی تاثیر می‌گذارد درعین حال فكر نمی‌كردم چنین تأثیری هم روی تماشاگر بگذارد. این كارگردان در ادامه گفت: اواسط فیلمبرداری بود كه بخشی از مونتاژ فیلم هم همزمان انجام شده بود وآقای‌منوچهرمحمدی - تهیه كننده فیلم- صحنه‌های را دیدند و به من گفتند فیتله را بده پایین، ممكن است اگر این‌طوری بروی جلو، نتوانیم تماشاچی را كنترل كنیم. طبیعتا از نیمه فیلم به بعد، فیتله بیش از حد احساسی فیلم را دادم پایین، بنابراین اگر دست خودم بود، قطعا به مراتب فیلم احساسی‌تر از این در می‌آمد، چون رابطه‌ی یك مادر و فرزند بود. فراهانی: كودك فیلم یك استثناء بود گلشیفته فراهانی نیز درباره چگونگی ارتباط با كودك فیلم گفت: ابتدا احساس می‌كردم، خیلی باید بگذرد كه علی با من ارتباط بگیرد و به من عادت بكند. ولی علی كاملا مثل یك مرد بالغ بود. وقتی در كنار گروه بود ما اصلا احساس نكردیم، بچه‌ای در كنار ماست. آنقدر به همه چیز گوش می‌كرد و حتی اظهار نظر می‌كرد به مرور كه فیلمبرداری جلوتر می‌رفت من و علی با هم ارتباط‌ مان نزدیك‌تر می‌شد. وی معتقد است: علی یك هدیه الهی برای فیلم ما بود، یعنی اگر هر كس دیگری بود، نمی‌دانم چه اتفاقی می‌افتاد. ملاقلی پور نیز در ادامه ضمن اشاره به نقدهای مطرح شده در مطبوعات گفت: بعضی جاها در نقدهای مطرح شده درباره انتخاب علی نوشته‌اند، كه انتخاب من درباره‌ی علی كوچولو خیلی زیركانه بوده است چون رفتم پسر معلولی را انتخاب كردم كه اتفاقا « ب » را « ن » تلفظ می کند. كسی كه این نقدها را می‌نوشت توجه‌ نكرده بود كه سعید تا پایان فیلم همه « میم » ها را « ب » می‌گوید. واقعا نمی‌خواهم به منتقدین توهین بكنم چون معتقدم یك تعدادی از منتقدین ما دانش سینما را دارند و خوب می‌شناسند و اثر را نقد می‌كنند، نه صاحب اثر وآدمها را، در حالی كه این منتقد محترم توهین آمیز درباره معلولها نقد نوشته بود اما بخش اعظمی از آن معلولهای كه من با آنها كار كردم در مدت كوتاه سینما را خوب شناختند. ملاقلی‌پور گفت: علی بسیار بچه سالمی است و مشكل بزرگ من، شاید مشكل ما با این پسر بچه این بود كه بیش از حد باشعور بود و نمی‌توانستیم به او كلك بزنیم و این هنر را داشت كه همه "م" ها را "ب" تلفظ کند. با او خیلی اتفاقی در ایلام آشنا شدم و همانجا نظرم را جلب كرد، طبیعتا سراغ هیچ بچه دیگری نرفتم. « مزرعه ‌پدری » از درخت چیده نشد وی در ادامه نشست خبری درباره « مزرعه ‌پدری » و شرایط اكران كه باعث آزرده‌خاطری او شده بود گفت: اگر فرض كنیم فیلمسازی هم مثل كشاورزی است، یك كشاورز زمین‌اش را درو می‌كند، می‌كارد و خوب آبیاری می‌كند و محصول می‌دهد و قصد دارد آن محصول را به بازار ارائه كند. این میوه هر چند كه خوب باشد، اگر نتوانیم به موقع آن را به بازار عرضه كنیم، قطعا خراب می‌شود و در راه از بین می‌رود و كرم می‌گذارد. سینما هم مثل همین است اگر فیلمی هر چند كه زحمت زیادی در رابطه با آن كشیده باشیم خوب ارائه نشود، ازبین می‌رود. در عین حال كه معتقدم خود فیلم تعیین‌كننده است. ولی بالاخره به یک اطلاع رسانی معقول نیاز دارد تا مردم بدانند چنین فیلمی اكران شده است. ملاقلی‌پور تاكید می‌كند: تبلیغات نقش اساسی در اكران فیلم دارد. "مزرعه‌پدری" محصولی بود كه از درخت چیده نشد و همان بالا از بین رفت چون صاحب نداشت. طبیعتا بعد از اكران آن، من از نظر روحی اذیت شدم ولی این بار تهیه كننده‌ام را آگاهانه انتخاب كردم. منوچهر محمدی تهیه كننده ای است كه در هر شرایطی پای كارش هست. از مرحله نگارش فیلم‌نامه تا تولید و نمایش، با توجه به این شرایط از نوع اكران فیلم "میم مثل مادر" تا اینجا بسیار راضی هستم. ملاقلی پور: نمی‌توانم صرفا به نقدهای توهین‌آمیز بسنده كنم این كارگردان سینمای ایران معتقد است: من احتیاج دارم به این كه اگر ادعا دارم فیلم تاثیرگذاری ساختم، ابتدا عكس العمل مخاطبان را در سالن سینما ببینیم و اینكه مخاطب خوشش می‌آید یا نه؟ بعد نقاط ضعف و قوت كار را بررسی بكنم. نمی‌توانم بررسی نقاط قوت و ضعف فیلم خودم را واگذار كنم به افرادی كه خود ورشكسته سینما هستند و بی آن که چراغی برای دیدن ضعف های فیلم بیفروزند صرفا به نقد توهین آمیز بسنده می کنند. در شرایطی می‌توانم نقاط ضعف و قدرت فیلم را دریابم كه در كنار نظر تماشاگر، نقدهای علمی آدمهای باسواد و بادانش را هم بخوانم. طبیعتا در آن شرایط به یك جمع بندی خواهم رسید. زمانیكه « مزرعه پدری » اكران شد چون صاحب نداشت طبیعتا خوب اكران نشد و هرگز نتوانستم به یك جمع بندی برسیم كه فیلم « مزرعه پدری » اشكالات‌اش چند درصد از من و چند درصد از بازیها یا موارد دیگر بود. به طوری كلی می‌توانم بگویم مشكل آن فیلم از اكران بود البته نمی‌توانم مدعی شوم فیلم بی‌نقصی بود؛ چنان که معتقدم « میم مثل مادر » هم قطعا خالی از نقص نخواهد بود. رسول ملاقلی پور، همچنین در بخشی از این نشست درباره‌ی درصدی از سرمایه‌ای كه توسط معاونت هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری برای ساخت این فیلم اختصاص یافته است، گفت: حضور آقای مهدی عسگرپور که یکی از سینماگران قابل توجه سینمای ما به شمار می آید در معاونت هنری این سازمان و رضا میركریمی به عنوان مدیر عامل خانه سینما افرادی هستند كه حضورشان در شهرداری می‌تواند به سینما كمك بكند و معتقدم این حركت، حركت خوبی بود كه در شهرداری اتفاق افتاد و امیدوارم این اتفاق در جاهای دیگری هم بی‌افتد. ملاقلی پور گفت: خیلی از ارگانها هستند كه در بسیای از فیلم‌ها سرمایه‌گذاری می‌كنند كه حتی مطرح هم نمی‌شود و حاصل كار هم نتیجه خوبی ندارد. ولی امیدوارم این اتفاقی كه در شهرداری شروع شده است مثلا برای فیلم "میم مثل مادر" یك تعدادی بیلبورد زدند، ادامه داشته باشد برای حمایت از سینمای به قول آقای میركریمی مظلوم و شریف‌مان برای این كه فیلمهای دیگری اطلاع رسانی شود تا مشخص شود سینما مخاطب دارد یا ندارد. « میم مثل مادر » رنج‌نامه یك مادر است در ادامه‌ی این نشست ملاقلی‌پور در پاسخ به اینكه آیا انتشار اخبار تأثیر فیلم بر مخاطبین در مطبوعات بر فروش فیلم تاثیر نخواهد گذاشت، تأکید کرد: فیلم "میم مثل مادر" یك فیلم تلخ و سیاه نیست، بلكه رنج‌نامه یك مادر است و تصورم این است كه نمی‌تواند تاثیر منفی بر روی مخاطب داشته باشد. همچنین ملاقلی‌پور درباره‌ی صحنه بیرون كشیدن صدام از گودال كه در فیلم میم‌مثل مادر به آن اشاره شده است گفت:فرض كنید 20 سال دیگر این فیلم برای نسلی دیگر می‌خواهد به نمایش درآید، باید بگویم در چه تاریخی این فیلم ساخته شده است و در عین حال برای من خیلی اهمیت داشت كه در این فیلم عامل اصلی این جنایت را نشان بدهم گرچه كشورها و قدرتهای دیگر هم بودند ولی عامل اصلی‌اش صدام بوده است. من طبیعتا از دستگیری صدام به این شكل فضاحت‌بار خیلی خوشحال بودم و لازم دیدم در این فیلم هم به یك شكلی آن را نشان بدهم. زن شیمیایی فیلم « میم مثل مادر » دچار مشكلات اساسی نیست اگر بروید ... این كارگردان همچنین مطرح كرد: اگر دقت كنید در فیلم یك جایی سپیده می‌گوید، از جمعیت 12 هزار نفری سردشت هشت هزار نفر آن روز شیمیایی شدند و از آن هشت هزار نفر طبیعتا نصف آنها خانمها بودند آیا می‌دانید آن ها بعد از شیمیایی شدن چه مشكلات اساسی دارند؟ آنها دچار مشكلات عجیب و غریب هستند. در حالیكه من معتقدم سپیده فیلم « میم‌ مثل مادر » آنچنان فقر ندارد و در تهران است حداقل یك دوستی دارد. حال اگر می‌خواستیم زندگی یكی از زنانی را كه در سردشت قربانی این اتفاق شده است، تصویر كنیم مطمئنا غیرقابل تحمل‌تر بود. ملاقلی پور: من فكر می‌كنم اگر این فیلم در سردشت اكران بشود، كسی گریه‌اش نگیرد. زنان شیمیایی آن شهر چنان شرایط حادی دارند که زندگی سپیده برایشان هرگز دردناک تر از زندگی خودشان نخواهد بود. سپیده در تهران زندگی می‌كند وضعیت بدی ندارد اما آنها این شرایط را ندارند. آنجا طبیعتا احساسی نخواهند بود. این فیلم تلنگری است برای اینكه بدانیم زنهایی كه آنجا هستند چه می‌كنند! بچه‌هایی كه در آنجا به دنیا می‌آیند هنوز شیمیایی می‌شوند در حالیكه در زمان جنگ اصلا نبوده اند؛ اما آلوده به گاز خردل به دنیا می‌آیند. من یك مورد را نشان دادم و آنهم به زیبایی و آن كودك یك هنرمند است. سعی نكردم به گونه‌ای نشان بدهم كه تماشاگر اذیت بشود. به هر حال این فیلم یك تلنگر است و فیلم ساز بیش از این وظیفه ندارد. گلشیفته فراهانی نیز گفت: سپیده قربانی است كه هیچ تقصیری ندارد، واقعا آدمهایی كه شیمیایی شدند هیچ تقصیری ندارند، آنها به مرور می‌میرند به خاطر هیچ . ملاقلی پور همچنین در پاسخ به ادعای برخی منتقدان مبنی بر روشن نبودن دوره‌های زمانی فیلم، سه مقطع سنی سپیده را اینگونه تشریح کرد:18 سالگی در عكسها و خانه فرزانه است جایی كه تلفنی صحبت می‌كند و كابوسهایی كه می‌بیند. مقطع بعدی با سهیل دارد زندگی می‌كند و 70 درصد فیلم مربوط به دو سه سال اخیر است. موسیقی در « میم مثل مادر » ملاقلی‌ پور درباره‌ی نوع موسیقی این فیلم در ادامه توضیح داد: با آریاعظیم‌نژاد به عنوان آهنگساز مشورت ‌كردم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم كه حتما ساز ویولون باشد. و بخش اعظم انرژی من با آهنگساز قبل از فیلمبرداری بود تا برخی قطعات فیلم ساخته شود. وی همچنین در توضیح این مطلب گفت: حتی برای آقای یاری در صحنه موسیقی پخش می‌كردیم و خانم فراهانی با هدفون به ملودی ساخته شده گوش می‌كرد تا به حس نقش نزدیك شود. ملاقلی پور از همكاری با معلولین به خوبی یاد كرد و گفت: به محض اینكه موسیقی شروع می‌شد یك كاراكتر دیگری از آنها می‌دیدیم یك شوردیگری پیدا می كردند. كار كردن با این بچه‌ها ظاهر سختی دارد ولی باطن بسیار شیرین و لذت آوری داشت چون خیلی از آنها به‌خوبی می‌فهمیدند و همكاری می‌كردند. گلشیفته فراهانی ادامه داد: برای من سخت بود جلوی این بچه‌ها بازی كنم، و عجیب از آن ها خجالت می کشیدم. عدم حضور فیلم در جشن خانه سینما و شركت در جشنواره فیلم فجر ملاقلی پور همچنین درباره كناره‌گیری از جشن خانه سینما نیز به ایسنا گفت: با احترامی كه بنده و آقای محمدی به جشن خانه سینما داشتیم و برای بدنه اصلی سینما قایل بودیم، به خصوص با حضور آقای میركریمی به عنوان مدیر عامل خانه سینما، طبیعتا فیلم را بر خلاف میل به جشن خانه سینما دادیم،؛ البته من كلا مخالف بودم چون نمی‌خواستم در مارتنی شركت بكنم كه قرار است از همان آغاز و پیش از شلیک گلوله پای من بشكند. اما از یك‌جایی آقای محمدی ترجیح دادند، فیلم را از جشن خانه سینما بیرون بكشند و من استقبال كردم و از آقای میر كریمی عذر خواهی كردم و نیازی نمی بینم توضیح بیشتری بدهم. چون در دراز مدت اثری كه ساخته می‌شود اگر خوب باشد از خودش دفاع خواهد كرد و اگر خوب نباشد هر چقدر جایزه ‌هم بگیرد به تاریخ سپرده خواهد شد. وی همچنین خبر داد: فیلم « میم مثل مادر » در بخش‌هایی به غیر از مسابقه ایران، در جشنواره فیلم فجر طبق مقررات شركت خواهد كرد

Saturday, November 18, 2006

بزرگترین ماشین حفاری جهان اینه

Tuesday, November 14, 2006

با شرح !!!!!!!!!!!!!!!!!!؟


اون آقایی که در تصویر بالا می بینید «ژاک ژیراک» رئیس جمهور فرانسه است، اون خانوم هم «آنجل مرکل» صدر اعظم آلمان هست ... بقیه اش دیگه توضیح نداره!

بوش یا همان موش به روایتی دیگر

Monday, November 13, 2006

مژده

توجه
سیستم جدید چت راه اندازی شد

دکامه های سوزناک به یاد روز های جنگ برای آنها که در آن زمان نبودند. .

شعر

سوگند
به حرفی که در گلو شکست به بغضی که خورده شد به اشکی که حلقه شد
سوگند
به قلب بی ناه خودم به دست های ناتوان و دلم به این روزهای خسته و دلگیر به شعر های بی در و پیکرم
سوگند
به آسمان امید به این خدای روزهای بی دریغ تمام عشق های هزار و یک شب را به پای چشم های تو خواهم ریخت

خبر جالب - به روز است

احمدی‌نژاد کاپشنش را به يک جوان هديه داد!
رئيس جمهور با اشاره به توزيع 480 هزار سكه طي دو سال در گذشته نه چندان دور گفت: اميدوارم اين سكه‌ها به كساني داده شده باشد كه استحقاق آن را داشته باشند. به گزارش فارس محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران در همايش ساليانه كانون‌هاي نخبه كشورمان كه صبح امروز جمعه در سالن مجتمع ورزشي شهيد قيانوري برگزار شد، گفت: يكي از مسئولان نظارتي كشور چند روز قبل به من گفت كه در گذشته نه چندان دور طي دو سال توسط دستگاه‌هاي دولتي 480 هزار سكه بهار آزادي توزيع شده است كه من گفتم انشاءالله كه اين سكه‌ها به دست مستحقين رسيده باشد. احمدي‌نژاد افزود: من از آقاي الهام خواستم كه به برگزيدگان اين همايش سكه بهار آزادي به عنوان هديه و براي تشويق داده شود و معتقدم كسي بهتر از اين جوانان و نوجوانان براي دريافت چنين هديه‌هايي نيست. بنا بر اين گزارش در پايان اين مراسم يكي از جوانان از احمدي‌نژاد درخواست كرد كه كاپشن خود را به وي دهد كه رئيس جمهور كشورمان نيز خواسته اين جوان را اجابت كرد و كاپشن خود را به وي اهدا نمود.

موبایل نگو دست بند یا برگه کاغذ ! ؟

Sunday, November 12, 2006

دانلود فيلم


The Visitation (2006) (DVDRip)






onLoad and onUnload Example


onUnload="window.alert('You unloaded the page. Goodbye!');">